تفسیر سوره توبه

سوره توبه آیه ۶۰ | جلسه ۳۹

تفسیر سوره توبه آیه ۶۰ | یکشنبه ۱۳۹۵/۱۲/۰۸ | جلسه ۳۹ | آیت الله سید علی محمد دستغیب

 

 
صوت جلسه

دانلود فایل صوتی تمام جلسات تفسیر سوره توبه

 

متن تفسیر

 

 بسم اﷲ الرحمن الرحیم

 

 

 

إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاکِینِ وَ الْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَ الْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقَابِ وَ الْغَارِمِینَ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَهً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ‌ (۶۰)

صدقات فقط برای فقرا و بیچارگان و جمع کنندگان آن و کسانی که باید دل‌هایشان را به دست آورند [تا مسلمان شوند] و برای آزاد کردن بردگان و بدهکاران و در راه خدا و در راه ماندگان است. این فریضه‌ای الهی است و خداوند دانا و حکیم است.

 

إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاکِینِ؛ «صَدَقات» جمع صدقه است که بر دو قسم واجب و مستحب تقسیم می‌‌شود، ولی در اینجا صدقه واجب و خصوص زکات منظور است. زکات در هشت مورد مصرف می‌‌شود؛ اول: فقرا، دوم: مساکین.

فقیر به کسی می‌‌گویند که احتیاجات سالانه خود را ندارد. مسکین از او بیچاره‌تر است؛ چراکه قادر به انجام کاری نیست و از کارافتاده محسوب می‌‌شود. ممکن است مثلاً کور یا لنگ یا ناتوان باشد و نتواند زندگی خود را تأمین کند.

وَ الْعَامِلِینَ عَلَیْهَا؛ ‌«عاملین» جمع عامل به معنای عمل کننده است؛ یعنی عوامل جمع‌آوری زکات.

وَ الْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ؛ «مؤلفه» به معنای تألیف شده؛ یعنی کسانی که پول زکات به آنها داده می‌شود تا قلبشان به اسلام متمایل شود یا در حال کفر، خدمتی به اسلام کنند؛ مثلاً در مرزها به مسلمانان کمک کنند.

تا اینجا پول زکات را به دست این افراد می‌‌دادند تا برای خود هزینه کنند، ولی از این به بعد زکات را به دست خودشان نمی‌دهند.

وَ فِی الرِّقَابِ؛ «رِقاب» جمع رقبه به معنای عبد و کنیز است. بندگانی که صاحبشان آنها را اذیت می‌‌کردند، حاکم شرع با پرداخت قیمت آنها از محل زکات زمینه آزادیشان را فراهم می‌‌کرد. گاهی اوقات نیز بنده با مولای خود قرار می‌‌گذاشت با کار کردن قیمت خود را بپردازد و خود را آزاد کند، امّا پول کم می‌‌آورد؛ در این صورت نیز مابقی پول بنده را از محل زکات می‌‌پرداختند و او را آزاد می‌‌کردند. این پول به صاحب برده پرداخت می‌‌شد، نه به خود.

وَ الْغَارِمِینَ؛ «غارمین» جمع غارم به معنای بدهکاری است که توانایی پرداخت دیون خود را ندارد. در این مورد نیز می‌‌توان از پول زکات به طلبکاران پرداخت کرد و بدهکار را بری‌الذمه ساخت.

وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ موارد و مصادیق مختلفی به عنوان «فی سبیل اللّه» شمرده شده؛ از جمله جهاد، تأمین هزینه‌های طلاب علوم دینی، ساخت مدارس، مراکز اجتماعی و…

وَ ابْنِ السَّبِیل؛ کسی که در شهر خود توانگر است، امّا در سفر، پول کم آورده و درمانده شده است، ابن سبیل خوانده می‌‌شود و می‌‌توان از پول زکات به او پرداخت تا به شهر خود باز گردد.

فَرِیضَهً مِنَ اللَّهِ؛ این حکم از سوی خدای تعالی تعیین شده؛ خدایی که به همه‌ی امور داناست و کارهایش همه از روی حکمت است. «وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ‌».

 

زکات به چه چیزهایی تعلق می‌‌گیرد؟

زکات بر نُه چیز تعلق می‌گیرد؛ غلات اربعه (گندم، جو، مویز و خرما) انعام ثلاثه (گاو، گوسفند و شتر) و نقدین ( سکه‌های طلا و نقره). هر کدام از این‌ها نصاب، حدود و شرایط مختلفی دارند که نصاب و چگونگی محاسبه هریک، در رساله‌های عملیه مراجع تقلید آمده است و اختلاف چندانی در آن و جود ندارد؛ به عنوان مثال غلات اربعه چنانچه به نصاب ۸۴۷ کیلو و ۶۶۲ گرم برسند، اگر آب باران خورده باشند، یک ‌دهم و اگر آبیاری شده باشند، یک بیستم آنها باید به عنوان زکات پرداخت شوند.

 

بحث روایی

از مولا علی علیه السلام روایت شده است:

«إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى افْتَرَضَ‏ عَلَیْکُمْ‏ فَرَائِضَ فَلَا تُضَیِّعُوهَا وَ حَدَّ لَکُمْ حُدُوداً فَلَا تَعْتَدُوهَا وَ نَهَاکُمْ عَنْ أَشْیَاءَ فَلَا تَنْتَهِکُوهَا وَ سَکَتَ لَکُمْ عَنْ أَشْیَاءَ وَ لَمْ یَدَعْهَا نِسْیَاناً فَلَا تَتَکَلَّفُوهَا»[1]

«خداوند واجباتى را بر عهده شما گذاشته، آن را ضایع نکنید و حدودی را مقرر فرموده، از آن تجاوز ننمایید، و از امورى نهى نموده، حرمت آن را از بین نبرید و مسایلى را بر شما تکلیف نکرده و آنها را از روى فراموشى وانگذاشته، پس خود را نسبت به آنها در زحمت نیندازید.»

«الْفَرَائِضَ الْفَرَائِضَ أَدُّوهَا إِلَى اللَّهِ تُؤَدِّکُمْ إِلَى الْجَنَّه»[2]

«واجبات، واجبات! آنها را برای خدا انجام دهید تا شما را به بهشت رساند.»

قَالَ علی علیه السلام:‏ «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِیرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِیٌّ وَ اللَّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِک‏»[3]

«خداوند روزىِ تهیدستان را در ثروت اغنیا واجب نموده است. تهیدستى گرسنه نماند، جز با کامیابی ثروتمند، و خداوند تعالی گرسنگى فقیران را از ثروتمندان باز خواست خواهد کرد.»

«جَرِّبْ نَفْسَکَ فِی طَاعَهِ اللَّهِ بِالصَّبْرِ عَلَى أَدَاءِ الْفَرَائِضِ وَ الدُّءُوبِ فِی إِقَامَهِ النَّوَافِلِ وَ الْوَظَائِفِ»[4]

«خود را در طاعت خدای تعالی امتحان کن با صبر در انجام واجبات و سختی کشیدن در انجام مستحبات و وظایف مقرر.»

عَنْ أَبِی حَمْزَهَ الثُّمَالِی: قَالَ عَلیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیهما السلام‏ «مَنْ عَمِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَهُوَ مِنْ خَیْرِ النَّاسِ‏»[5]

امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «هر که بدانچه خدا بر او واجب ساخته عمل کند، از بهترین مردمان است.»

عمل به آنچه خدا واجب کرده شامل ترک حرام هم می‌‌شود؛ چراکه آن هم واجب است ترک شود.

 

مصادیق واجبات

بعد از ایمان و اعتقادات که عبارتند از توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت، آنچه به عنوان واجبات باید انجام داد، به صورت فهرست‌وار از این قرار است:

نماز، خمس، زکات، حج ـ کسی که زکات ندهد یا مستطیع شود و حج نرود، موقع مرگ به او می‌‌گویند یهودی یا نصرانی بمیر ـ جهاد، روزه ماه رمضان و نیز روزه‌هایی که به خاطر نذر، عهد یا قسم بر انسان واجب می‌‌شود، امر به معروف و نهی از منکر، احسان به پدر و مادر که عبارت است از نیازردن آنها و قهر نکردن با آنها، عمل به نذر، عهد و قسم ـ اگر بر خود واجب کرده باشد ـ ادای امانت، پرداخت دین و قرض، هنگامی که زمان آن فرا رسیده و طلبکار آن را مطالبه می‌‌کند، کفارات، وفای به عهد، یاری مظلوم، سیر کردن گرسنه‌ای که چیزی برای خوردن ندارد برای شخص توانگر؛ این غیر از پرداخت زکات به فقیر است، رد غیبت و تهمت از مسلمان و دفاع از او در صورت امکان، صله رحم ـ اگر نزدیک به قطع شدن باشد، واجب است؛ زیرا قطع رحم حرام است، جواب سلام، محبّت اهل بیت علیهم السلام، نفقه زن، فرزند، پدر و مادر، طلب علم ـ که خود قسمی از جهاد است و واجب کفایی محسوب می‌‌شود، ولی برای کسانی که زمینه و استعداد آن را دارند، بعضی اوقات واجب عینی است. اطاعت زن از شوهر در امور زناشویی و بیرون رفتن از منزل، حجاب، حفظ نفس محترم، تجهیز میت، آموختن احکام مبتلا به و غیره.

 

[1] ـ‌ نهج البلاغه، خطبه ۱۰۵.

[2] ـ نهج البلاغه، خطبه ۱۶۷.

[3] ـ نهج البلاغه، حکمت 328.

[4] ـ غرر الحکم و درر الکلم، ۳۳۷.

[5] ـ کافی، ‏2، 81.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است