شهید آیت الله دستغیب
شهید دستغیب
شهید آیت الله دستغیب
شهید دستغیب 1
شهید دستغیب 2

شهید محراب آیت‌الله سیّد عبدالحسین دستغیب در شب عاشورای ۱۲۹۲ هـ.ش برابر با ۱۳۳۲ هـ.ق در شهر شیراز، در یک خانوادۀ روحانی چشم به جهان گشود. شهید آیت‌الله دستغیب در  خانه‏‌ای کوچک دریکی از محله‌های قدیمی شیراز متولّد شد ولادت او در شب عاشورا سبب گردید که عبدالحسین نامیده شود و حیاتش مصداق بارزی از نام شریفش گردد.

 پدرش مرحوم سیّد محمدتقی فرزند میرزا هدایت‌الله مرجع بزرگ فارس بود که به هنگام تولّد سیّد عبدالحسین در کربلا به سر می‌برد.

شاید آن روز کسی نمی‌‌دانست فرزندی که به دنیا آمده قرار است منشأ اثر در تاریخ مذهبی و سیاسی شیعه باشد و نامش برای همیشه با بزرگی و قداست یاد شود، فرزند پاک و معصومی به دنیا آمد که بعد از سال‌ها مجاهدت، پاک و معصوم از دنیا رفت و در طول عمر بابرکتش علاوه بر صعود خود بر قله‌های معرفت و معنویت، مؤمنین فراوانی را به سرمنزل مقصود که همان قرب الی الله بود رساند.

شهید دستغیب 1
شهید دستغیب 4

سرسلسلهٔ سادات وجود نورانی حضرت رسول اکرم (ص) و ائمه معصومین علیهم السلام  هستند که واسطهٔ فیض حضرت حق بر بندگان می‌باشند و سیادت نوری است که نورانیت الهی آن به‏واسطه نوادگان امام معصوم نسل‌‌ اندر‌‌ نسل ادامه می‌یابد شجره طیبه دستغیب نیز با سی و دو واسطه به حضرت «زید شهید» فرزند حضرت امام سجاد(ع) می‌رسد  ایشان شخصیتی بود که به خون‏خواهی جدش امام حسین علیه السلام قیام کرد و سرانجام مظلومانه به شهادت رسید. 

شهید دستغیب 1
اساتید شهید دسغیب

حضرت آیت‌الله سیّد علی‌محمد دستغیب می‌فرماید: «از اوایل جوانی ایشان دنبال مطالب عرفانی بودند کتاب‌های عرفانی می‌خواندند و البته بعضی از افراد را هم قبل از آقای قاضی و انصاری دیده بودند که اینها به دلشان نمی‌چسبید نقل کرده‌اند که ایشان فرموده بودند که اگر آقایان قاضی و انصاری را ندیده بودم همه کتاب‌هایم را می‌فروختم چون دیدم چیزهایی که در این کتاب‌ها نوشته اینهایی که الآن هستند و ادعا دارند هیچ‏کدام مطابق این کتاب‌ها نیست خودشان هم که استاد ندیده بودند و می‌گفتند که افرادی را ندیدم مطابق باشد لذا یک مقداری می‌خواست حالت سردی به ایشان دست بدهد که خدا خواسته بود آیت‌الله قاضی و بعد هم آیت‌الله انصاری و بعد هم دوستی آیت‌الله نجابت را خدا نصیب ایشان کرده ‌بود لذا تأثیر کلام ایشان نسبت به دیگران به همین دلیل هم بوده البته بقیه آدم‌های خوبی بودند امّا امتیازی ایشان داشتند که یک‌ راه خاصی را از خدا می‌خواسته و معرفت کامل را می‌خواسته این خواسته یک امتیاز برای ایشان بوده لذا خدا ایشان را به مردم طالب راه حق معرفی کرده.

شهید دستغیب 1
شهید دستغیب انقلاب

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی ، شهید آیت‌الله دستغیب همان‌طور که باثبات قدم سال‌ها در کنار امام و مردم در تحکیم پایه‌های این انقلاب نقش مؤثری داشت و صدمات بسیاری از زندان، تبعید، شکنجه‌های روحی و جسمی و تقدیم شهدایی از خانواده شریف خود در این راه متحمل شدند در مسیر شکل‌گیری سازوکارهای جمهوریت و اسلامیت نظام هم دوشادوش امام خمینی با مردم بودند شهید آیت‏ الله دستغیب در باب حکومت اسلامی چنین می‌فرمایند:

«بسیارى از علل و اسرار احکام را بزرگان دین بیان فرموده ‏اند. در باب «حکومت کردن» نیز حکم‌هایش بیان‌شده است؛ کسی که زمام کشور اسلامى را به دست مى‏گیرد، باید خودش را حاکم نداند. فاعل مایشاء نداند. حاکم در کشور اسلامى، تنها مجرى عدل خدا باشد و خودش را خدمتگزار مسلمانان بداند. حکومت وقتى اسلامى است که رهبرش خودش را حاکم نداند و هرکس در هر پستی‏ هست، خودش را اجرا‌کننده قوانین اسلامى بداند نه ریاست‌مدار که ملعون است»: «لعن اللَّه من ترأس، لعن اللَّه من همّ بها ولعن اللَّه من قصدها».

شهید دستغیب 1
عرفان شهید دستغیب

جوانان انقلابی که سال‌های قبل از انقلاب مجلس شهید آیت‏ الله دستغیب و سخنان روح‌بخش او را که بر‌آمده از عمری شاگردی محضر بزرگان معرفت همچون آیت‌الله‌العظمیٰ سیّد علی قاضی و حضرت آیت‌الله‌العظمیٰ شیخ محمدجواد انصاری  و رفاقت دائمی با حضرت آیت‌الله‌العظمیٰ نجابت رحمه الله علیه بود را درک کرده بودند پس از پیروزی انقلاب رفع عطش معنوی خود را در چشمه‌سارهای کلام دل‌نشین او طلب می‏ کردند.

 

امام خمینی رحمه الله علیه  که در طول نهضت انقلاب متوجه نفوذ معنوی و الهی شهید دستغیب به‏عنوان یک مبلّغ راستین برای شناساندن معارف اهل‏بیت علیهم السلام و بیانگر حاکمیت اسلام حقیقی بود، ایشان را در هشتم مردادماه سال ۱۳۵۸ به امامت جمعۀ شیراز و نمایندگی خود در استان فارس منصوب نمودند.

شهید دستغیب 1
شهادت شهید دستغیب

اختری تابناک از آسمان علم و تقوا، زهد و ورع، حکمت و عرفان، غروب کرد امّا غروبی که از هر طلوعی درخشندگی‌اش بیشتر است و هرروز بر شعاعش می‌افزاید آن شمع فروزانی که می‌سوخت و با سوختنش به اطرافش نور و حرارت می‌داد، خاموش شد امّا آن خاموشی که از هر گویایی گویا‌تر است به‌طوری‌که ایده‌اش هدفش، مقصد و مقصودش، محبوب و راهش را بیشتر و بهتر می‌آگاهاند و روزبه‏‌روز بر ارشادش می‌افزاید. سخنوری ماهر و نویسنده‌ای توانا و خطیبی شهیر و عالِمی عامل از میان ما رخت بربست امّا طنین صدایش و قلم شیوایش گوش‏ها و دیده‌های ما را نوازش می‌دهد، خاطراتش ماندنی و آثارش جاودانی است.

شهید مظلومی که یک‌عمر با قدم و قلم و بیان و همۀ وجودش درراه خدا و برای بهرۀ خلق خدا بود و جانش را نیز درراه خدا و دین خلق خدا فدا کرد امّا جانی تازه یافت و زندگانی جاودانه. آری زندگان‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند. خونش از بیانش رساتر و بدن صدپاره‌اش از نوشته‌هایش برای اسلام و انقلاب جمهوری اسلامی و به‌طورکلی امّت اسلام نافع‌تر بود.