شهدا

طلبه شهید قاسم کارگر

 

طلبه شهید قاسم کارگر 1

مجاهد خستگی ناپذیر

طلبه شهید قاسم کارگر

قاسم کارگر در سال 1347 در خانواده‌ای مذهبی در شیراز دیده به جهان گشود. تحصیلات را تا پایان دوره راهنمایی ادامه داد. در طول دوران مبارزات انقلاب با وجود سن کم که حدود 10 ساله بود همراه برادرانش در صحنه‌های پرشکوه انقلاب حاضر می‌شد.

در سال 1359 با شروع جنگ تحمیلی 12 سال بیشتر نداشت؛ اما شور و شوق عجیبی نسبت به دفاع در مقابل تجاوز بیگانه پیدا کرد. از این رو آموزش نظامی را در همان اوایل جنگ فرا گرفت و به دنبال آن تحصیلات دوران راهنمایی را به پایان رسانید.

همزمان با تشویق خانواده و مربیان خود وارد حوزه‌ی علمیه‌ی ابوصالح«عج» و سپس وارد حوزه‌ی علمیه‌ی آیت اللّه شهید دستغیب (رحمت الله) شد و زیر نظر اساتید بزرگوار حضرت آیت اللّه سیّد علی‌محمّد دستغیب «مدظله‌العالی» و آیت اللّه سیّد محمّدهاشم دستغیب (رحمت الله) دروس طلبگی را فرا گرفت. در سن 15 سالگی برای اولین بار از طرف حوزه‌ی علمیه‌ جهت تبلیغات به جبهه اعزام شد. بعد از اتمام مأموریت و بازگشت، با دوستان جدیدی که همگی از طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی ابوصالح «عج» بودند در این حوزه‌ی شریفه مشغول به تحصیل شد.

ولی این عاشق وارسته  روزی خور مشربی بود که مشق درس را در کنار دفاع از کیان نظام و انقلاب و پیروی از حضرت امام خمینی (ره)  بر او تکلیف کرده بودند. لذا در پاسخ ناصحانی که می‌خواستند چشم او را از هدف والایش منحرف سازند و می‌گفتند: درس خواندن هم خدمت به انقلاب است، جواب می‌‌داد:

«اگر من تمام کتاب‌های اخلاق را بخوانم و علم اخلاق را بدانم، مانند یک روز در جبهه بودن بر بنده اثر نمی‌گذارد. من دروس تئوری را پیش استادان معظم می‌‌آموزم و همین آموخته‌ی ما باید در جبهه به مرحله اجرا در آید.»

 و با اعتقاد و ایمانی این چنینی، پیوند عمیقی بین او و سرور شهیدان حضرت حسین بن علی8 به وجود آمده بود، به گونه‌ای که هیچ چیز نمی‌توانست او را از معشوقش جدا کند.

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم

 

 

خوشا دمی که از آن چهره پرده بر فکنم [1]

   

و در آخر به آرزوی خود رسید و در سحرگاه صبح صادق، یکشنبه 30 اسفند ماه 1366 بر فراز تپه ریشن در حالی که برای یاری رزمندگان اسلام سلاح به کف گرفته بود، حسینی بودن خویش را پس از یک عمر حسین حسین گفتن در یک نبرد دلاورانه با اعطای جان خویش اثبات کرد، و فریاد زد: در راه دوست چو گل ز جهان پاره پاره باید رفت.

در آخرین دلنوشته هایش چنین می‌نویسد:

«زیارت و سینه زنی و نوحه سرایی جهت سرور شهیدان امام حسین (علیه السلام)  را هرچه بیشتر و با شکوه تر بر پا کنید؛ چرا که هر چه داریم از آثار خون امام حسین (علیه السلام)  است. در هر حال امام را تنها نگذارید و از دعا برای امام امت و آیت اللّه منتظری1 غفلت نورزید. از برادر بزرگوارم که مرا راهنمایی کرد تا به تحصیل علوم دینی مشغول شوم، کمال تشکر و قدردانی را می‌‌نمایم.»

 و نیز از استاد معظم حضرت حجهالاسلام و المسلمین  سیّد علی‌محمّد دستغیب «مدظله‌العالی» تشکر و قدردانی می‌‌نمایم و از خداوند بزرگ می‌‌خواهم حق ایشان را حلال گرداند و در دنیا و آخرت پاداش خیر عنایت فرماید.»

روحش شاد

 

 

 

[1] – حافظ.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است