محرم ۱۳۹۴ - ۱۴۳۷

سخنرانی شب عاشورا محرم ۱۳۹۴

 

فیلم جلسه

صوت جلسه

دانلود فایل‌های صوتی محرم ۱۳۹۴

 

متن تفسیر

 بسم اﷲ الرحمن الرحیم

 

سخنرانی شب عاشورا | جمعه ۱۳۹۴/۸/۱ | آیت الله سید علی محمد دستغیب 

 

 

امام حسین علیه السلام عصر روز نهم به برادر خویش، ابالفضل العباس علیه السلام فرمود :

«ارجع إلیهم فأن استطعت أن توخّرهم إلى غدوه و تدفعهم عنّا العشیّه، لعلّنا نصلّی لربنا اللیله و ندعوه و نستغفره، فهو یعلم أنی کنت احبّ الصلاه له و تلاوه کتابه و کثره الدعاء و الاستغفار و انما أراد بذلک أن یردّهم عنه تلک العشیّه حتّى یأمر بأمره و یوصی اهله»

«نزد آنان برگرد و اگر مى‌توانى کارشان را تا صبح فردا به عقب بینداز و آنها را امشب از ما دور کن تا امشب به درگاه پروردگارمان نماز بگذاریم و او را بخوانیم و از او طلب مغفرت کنیم! خدا مى‌داند که من نماز به درگاهش و تلاوت کتابش و دعا و استغفار زیاد را دوست مى‌دارم.»

صبح عاشورا، امام علیه السلام دو دست خویش را به دعا بلند کرده، به درگاه پروردگار عرض کرد :

«اللَّهُمَّ أنْتَ ثِقَتِی فِی کُلِّ کَرْبٍ وَ أنْتَ رَجَائِی فِی کُلِّ شِدَّهٍ وَ أنْتَ لِی فِی کُلِّ أمْرٍ نَزَلَ بِی ثِقَهٌ وَ عُدَّهٌ کَمْ مِنْ کَرْبٍ- یَضْعُفُ عَنْهُ الْفُوَادُ وَ تَقِلُّ فِیهِ الْحِیلَهُ وَ یَخْذُلُ عَنْهُ الْقَرِیبُ وَ یَشْمَتُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تَعْنِینِی فِیهِ الأُمُورُ أنْزَلْتُهُ بِکَ وَ شَکَوْتُهُ اِلَیْکَ رَاغِباً فِیهِ عَمَّنْ سِوَاکَ فَفَرَّجْتَهُ وَ کَشَفْتَهُ وَ کَفَیْتَنِیهِ فَأنْتَ وَلِیُّ کُلِّ نِعْمَهٍ وَ صَاحِبُ کُلِّ حَاجَهٍ وَ مُنْتَهى کُلِّ رَغْبَهٍ، فَلَکَ الْحَمْدُ کَثِیراً وَ لَکَ الْمَنُّ فَاضِلا»

«خدایا! تو در هر سختى و اندوهى، مورد اطمینان من و در هر گرفتارى، امیدم و در هر مسئله‌اى که برایم رخ مى‌دهد، اطمینان‌بخش و مددکارم هستى. چه غم‌ها که بخاطر آن، دل‌ها به ضعف مى‌گرایید و چاره‌به کاستى مى‌رفت و در آن، دوست مرا رها مى‌کرد و دشمن از آن مسرور مى‌شد، ولى هنگامى که آن را نزد تو مى‌آوردم و به درگاهت شکوه مى‌کردم و چاره‌اش را از غیر تو نمى‌جستم، آن را مى‌گشودى و مى‌زدودى. تو ولىّ هر نعمت و صاحب هر نیکى و غایت هر خواسته‌اى.»

امام حسین علیه السلام فرمود: من نماز، تلاوت قرآن، دعاى زیاد و استغفار را دوست دارم.

 

نماز

آیات متعدّد و روایات بى‌شمارى درباره نماز و اهمیّت فوق‌العاده آن وجود دارد؛ فقط در سوره بقره، شش مرتبه سفارش به نماز شده است؛ از جمله مى‌فرماید :

(وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ آلصَّلاهِ وَ اِنَّها لَکَبیرَهٌ اِلّا عَلَى آلْخاشِعینَ )

«و از صبر و نماز کمک بگیرید و این، جز بر فروتنان بسیار گران است.»

در همین سوره، ایمان به غیب، اقامه نماز و انفاق در راه خدا را از ویژگى‌هاى متقین بر مى‌شمارد؛

(الَّذینَ یُوْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ )

«آنان که به غیب ایمان دارند و نماز بپا مى‌دارند و از آنچه روزیشان کردیم انفاق مى‌کنند.»

در سوره مؤمنون، خشوع در نماز را رمز رستگارى بیان مى‌فرماید؛

(قَدْ أفْلَحَ الْمُوْمِنُونَ * الَّذینَ هُمْ فی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ )

«به راستى مؤمنان رستگار شدند * آنان که در نمازشان فروتنند.»

خشوع در نماز یعنى داشتن حضور قلب و عدم پراکندگى حواس.

امام باقر علیه السلام فرمود :

«الصلاهُ عَمُودُ الدیِن»

«نماز ستون دین است.»

رسول خدا صلّى الله علیه و آله فرمود :

«اِنَّ عَمُودَ الدِّینِ الصَّلاهُ وَ هِیَ أوَّلُ مَا یُنْظَرُ فِیهِ مِنْ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ فَإنْ صَحَّتْ نُظِرَ فِی عَمَلِهِ وَ اِنْ لَمْ تَصِحَّ لَمْ یُنْظَرْ فِی بَقِیَّهِ عَمَلِهِ»

«همانا ستون دین، نماز است و آن، اولین عمل بنى آدم است که ملاحظه مى‌شود؛ اگر درست بود، بقیه اعمالش نیز ملاحظه مى‌شود و اگر نبود، به اعمال دیگرش اعتنا نمى‌شود.»

ابو بصیر گوید: بر امّ حمیده (همسر امام صادق علیه السلام) وارد شدم تا فوت آن حضرت را به وى تسلیت گویم. او گریست و من نیز با او گریستم. سپس به من گفت :

«اى ابو محمّد! اگر امام صادق علیه السلام را هنگام مرگ مى‌دیدى، چیز عجیبى مشاهده مى‌کردى. امام چشمان خود را باز کرد و فرمود: همه خویشان مرا حاضر کنید! ما همه را گرد آوردیم. امام علیه السلام به آنان نگاهى کرد و فرمود :

«اِنَّ شَفَاعَتَنَا لا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاهِ»

«شفاعت ما به کسى که نماز را سبک بشمارد، نخواهد رسید.»

شبیه این روایت از رسول خدا صلّى الله علیه و آله نیز نقل شده است.

تمام ائمه و اولیاى خدا نماز را دوست مى‌داشتند. هر کس ادعاى دوستى امام حسین علیه السلام را دارد، باید نماز را دوست بدارد؛ بدان اهمیّت دهد و اگر به هر دلیل قضا شد، قضاى آن را بجا آورد!

 

قرآن

امیرالمؤمنین علیه السلام مى‌فرماید: «و بر تو باد به خواندن قرآن و عمل به محتواى آن و التزام به فرائض و شرایعش، و حلالش و حرامش، و امرش و نهیش، و شب‌زنده‌دارى با آن، و تلاوتش در شب و روز؛ زیرا قرآن پیمانى از جانب خداى تبارک و تعالى به سوى خلق او است، از این رو بر هر مسلمانى واجب است که هر روز در پیمان خود بنگرد؛ گرچه با خواندن پنجاه آیه باشد.»

قرآن را باید خواند! خواندن و تفکّر کردن بر قرآن، دستور خداى تعالى است؛

(وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً )

«و قرآن را شمرده و بادقت بخوان!»

(أ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ )

«آیا در این قرآن نمى‌اندیشند؟»

امام صادق علیه السلام فرمود :

«ثَلاثَهٌ یَشْکُونَ اِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ مَسْجِدٌ خَرَابٌ لا یُصَلِّی فِیهِ أهْلُهُ وَ عَالِمٌ بَیْنَ جُهَّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَیْهِ الْغُبَارُ لا یُقْرَأُ فِیهِ»

«سه چیز است که به درگاه خداى عزّ و جلّ شکایت کند؛ مسجد ویرانى که اهلش در آن نماز نخوانند و عالمى که میان نادانان باشد و قرآنى که گرد بر آن نشسته، کسى آن را نخواند.»

قرآن، نسخه‌ى شفابخشى است که خداوند نازل کرده و لااقل باید روزى پنج تا ده دقیقه خوانده شود. زیبنده نیست مؤمن، قرآن را کم بخواند یا اصلا نخواند.

رسول خدا صلّى الله علیه و آله مى‌فرماید :

«نَوِّرُوا بُیُوتَکُمْ بِتِلاوَهِ الْقُرْآنِ وَ لا تَتَّخِذُوهَا قُبُوراً کَمَا فَعَلَتِ الْیَهُودُ وَ النَّصَارَى صَلَّوْا فِی الْکَنَائِسِ وَ الْبِیَعِ وَ عَطَّلُوا بُیُوتَهُمْ فَإنَّ الْبَیْتَ اِذَا کَثُرَ فِیهِ تِلاوَهُ الْقُرْآنِ کَثُرَ خَیْرُهُ وَ اتَّسَعَ أهْلُهُ وَ أضَاءَ لأهْلِ السَّمَاءِ کَمَا تُضِیءُ نُجُومُ السَّمَاءِ لأهْلِ الدُّنْیَا»

«خانه‌هاى خود را به تلاوت قرآن روشن کنید و آنها را گورستان نکنید، چنانچه یهود و نصارى کردند؛ در کلیساها و عبادتگاه‌هاى خود نماز کنند، ولى خانه‌هاى خویش را معطل گذارده‌اند (در آنها عبادت نکنند) زیرا اگر در خانه، بسیار تلاوت قرآن شود، خیر و برکتش زیاد شود و اهل آن به وسعت رسند و آن خانه براى اهل آسمان درخشندگى دارد، چنان که ستارگان آسمان براى اهل زمین مى‌درخشند.»

مطابق سفارش ائمه اطهار خوب است در هر یک ماه یا چهل روز، یکبار قرآن را ختم قرآن نمود. آنچه در تلاوت قرآن اهمیّت دارد، خواندن متن آن است، نه ترجمه آن. اگر کسى خواست ترجمه بخواند، وقت دیگرى بگذارد!

سزاوار نیست اهل ایمان، با معانى قرآن بیگانه باشند. هر کس یک سال صرف و نحو عربى بخواند، ترجمه بسیارى از آیات آن را مى‌فهمد و این خود اعجاز قرآن است که با وجود آنکه هیچ کس نمى‌تواند مثل آن را بیاورد، چندان ساده و شیواست که هر کس با مختصر آشنایى به صرف و نحو عربى، تقریبآ ترجمه آن را مى‌فهمد.»

 

دعا

خداى تعالى در سوره غافر مى‌فرماید :

(وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی أسْتَجِبْ لَکُمْ اِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ )

«و پروردگار شما مى‌فرماید: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. کسانى که از عبادت من تکبّر مى‌کنند، به زودى خوار و ذلیل به دوزخ وارد مى‌شوند.»

«عبادت» در اینجا به «دعا» تفسیر شده است. مؤمن باید همه چیز خود را از خدا بخواهد. به حضرت موسى وحى شد حتّى نمک طعامت را هم از خدا بخواه!

امام صادق علیه السلام مى‌فرماید: نگویید کار از کار گذشته و دیگر دعا اثر ندارد. همچنین مى‌فرماید :

«دَاوُوا مَرْضَاکُمْ بِالصَّدَقَهِ وَ ادْفَعُوا الْبَلاءَ بِالدُّعَاء»

«بیمارانتان را با صدقه مداوا کنید و بلا را با دعا دفع نمائید!»

رسول خدا صلّى الله علیه و آله فرمود :

«أ لا أدُلُّکُمْ عَلَى سِلاحٍ یُنْجِیکُمْ مِنْ أعْدَائکُمْ وَ یُدِرُّ أرْزَاقَکُمْ؟ قَالُوا بَلَى. قَالَ تَدْعُونَ رَبَّکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ فَإنَّ سِلاحَ الْمُوْمِنِ الدُّعَاءُ»

«آیا شما را به سلاحى رهنمایى نکنم که از دشمنان نجاتتان دهد و روزى شما را فراوان کند؟ گفتند: بله. فرمود: شب و روز به درگاه پروردگارتان دعا کنید؛ زیرا دعا سلاح مومن است.»

امام صادق علیه السلام فرمود :

«قَالَ أمِیرُالْمُوْمِنِینَ علیه السلام أحَبُّ الأعْمَالِ اِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الأرْضِ الدُّعَاءُ وَ أفْضَلُ الْعِبَادَهِ الْعَفَافُ قَالَ وَ کَانَ أمِیرُالْمُوْمِنِینَ علیه السلام رَجُلا دَعَّاءً»

«امیر المومنین علیه السلام فرماید: محبوب‌ترین کارها در زمین نزد خداى عزّ و جلّ دعا کردن است و بهترین عبادت، پرهیزکارى است و امیرالمومنین علیه السلام مردى بود که بسیار دعا مى‌کرد.»

 

استغفار

مؤمن همیشه باید در حال استغفار به درگاه پروردگار باشد، حتّى اگر مرتکب گناهى نشده باشد، باید از غفلت‌ها و مکروهات خود استغفار کند. استغفار در نماز شب بسیار سفارش شده است، به شرط آنکه موجب عجب و غرور نشود. هر عبادتى، اگر واقعآ براى خدا باشد، اثر آن این است که شخص خود را کوچک مى‌بیند، نه آنکه عبادت خود را مایه تفاخر بر دیگران قرار دهد.

بنده‌ى مؤمن همیشه خود را در محضر پروردگار مقصر مى‌بیند و دائم در حال استغفار است؛ نه تنها بر پروردگار منّت ندارد، بر دیگران هم منّت نمى‌گذارد و خود را با آنها مقایسه نمى‌کند، البتّه مقایسه با ائمه اطهار علیهم السلام و کوچک دیدن خود، خوب است.

به راستى ما در مقایسه با ایشان هیچ نداریم، نه معرفتى، نه عبادتى، نه عمل صالحى! اگر بر امام حسین علیه السلام گریه مى‌کنیم و بر سر و سینه مى‌زنیم، اقتضاى دوستى و محبّت است؛ یعنى نه تنها بابت این اشک‌ها، طلبکار نیستیم، بلکه آن را وظیفه خود مى‌دانیم. اگر غیر از این باشد، نشانه‌ى نقص محبّت است. اقتضاى محبّت حسین علیه السلام این است که در مصیبت او جان دهیم. محبّ واقعى، از زنده بودن خود خجالت مى‌کشد؛ از کمى اندوهش خجالت مى‌کشد.

محبّت انسان به خداى تعالى و اولیاى او باید فراتر از محبّت زن و فرزند باشد، گیرم حاجتى داشت و برآورده نشد یا فرزندش از دنیا رفت یا مدّتى فقیر ماند؛ نباید به هیچ قیمت در محبّت خود کم بگذاریم! خداى تعالى محبّت امام حسین علیه السلام و ائمه اطهار علیهم السلام را در دل مؤمنان قرار داده، از برکت لقمه‌ى حلال، محبّت ائمه در فطرت ما عجین شده است.

«أشْهَدُ أنَّکَ قَدْ أقَمْتَ الصَّلاهَ وَ آتَیْتَ الزَّکَاهَ وَ أمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِینُ»

در شب عاشورا، از خیمه‌گاه امام حسین علیه السلام زمزمه‌هاى دعا، استغفار و تلاوت قرآن به گوش مى‌رسید؛ به همین دلیل سى و دو نفر از لشکر عمر سعد با مشاهده این وضع، به امام ملحق شدند.

در ظهر عاشورا، سعید بن عبد الله به امام عرض نمود: وقت نماز است. حضرت فرمود: خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد! سپس از لشکر عمر سعد براى اقامه‌ى نماز وقت گرفتند.

امام حسین علیه السلام به زهیر بن قین و سعید بن عبد اللّه امر کرد با نصف کسانى که باقى مانده بودند (به ترتیب نماز خوف) پیش روى آن حضرت بایستند، آن گاه امام علیه السلام با سایر اصحاب نماز خود را خواند. در این هنگام تیرى به طرف امام حسین علیه السلام آمد، سعید بن عبد اللّه پیش آمد و خود را سپر حسین علیه السلام نمود و همچنان استوار ایستاد و تیرها را به جان خرید تا این که او بر اثر شدّت جراحات تیرها، بر زمین افتاد و در این حال مى‌گفت : «خدایا! این دشمنان را به لعنتى که بر قوم عاد و ثمود کرده‌اى لعنت کن، خدایا سلام مرا به پیامبرت برسان و از دردهایى که بر اثر تیرها به من رسید، به آن حضرت خبر ده؛ چراکه من پاداش تو را در یارى ذریّه پیامبرت مى‌جویم.» سپس به شهادت رسید، رضوان خدا بر او باد. در بدن او سیزده چوبه تیر، غیر از جراحات شمشیرها و نیزه‌ها دیده شد.

این مطلب را هم بخوانید
سخنرانی شب چهارم محرم ۱۳۹۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا