تفسیر سوره حج

سوره حج آیه ۷۸ | جلسه ۴۶ (آخر)

هرکس تا آخر عمر بر اعتقادات صحیح و اعمال صالح مراقبت کند و در راه رضای پروردگار باشد، این آیه شامل حالش می‌شود،

خدایا به‌حق محمّد و آل محمّد ما را توفیق ده به آنچه رضای توست عمل کنیم و از آنچه خلاف رضای توست پرهیز نماییم.

فیلم جلسه
 
صوت جلسه

متن تفسیر

 

 بسم اﷲ الرحمن الرحیم

تفسیر سوره حج  آیه  ۷۸ | چهارشنبه ۱۴۰۰/۴/۱۶ | جلسه ۴۶ (آخر) | آیت الله سید علی محمد دستغیب

 

 

وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّهَ أَبیکُمْ إِبْراهیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ مِنْ قَبْلُ وَ فی‏ هذا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیرُ (۷۸)

در راه خدا آن‌طور که شایستۀ جهاد است، جهاد کنید. او شما را برگزید و در دین هیچ سختی و رنجی بر شما قرار نداد. این آیین پدرتان ابراهیم است. او شما را پیش از این و الآن مسلمان نامید تا پیامبر شاهدِ شما باشد و شما شاهدِ مردم باشید. پس نماز به جا آورید و زکات بدهید و به خدا تمسک جویید، او مولای شماست، چه مولای خوب و چه یاور شایسته‌ای است.

 

«وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ» در راه خدا جهاد کنید «حَقَّ جِهادِهِ» آن‌طور که شایستۀ جهاد است. «هُوَ اجْتَباکُمْ» او شما را برگزید «وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ» و قرار نداد برای شما «فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ» هیچ سختی و رنجی در کار دین. «مِلَّهَ أَبیکُمْ إِبْراهیمَ» این آیین پدر شما ابراهیم است. «هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ» او شما را مسلمان نامید «مِنْ قَبْلُ وَ فی‏ هذا» پیش از این و امروز «لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهیداً عَلَیْکُمْ» تا پیامبر شاهدِ شما باشد «وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ» و شما شاهد مردم باشید. «فَأَقیمُوا الصَّلاهَ» پس نماز به پا دارید «وَ آتُوا الزَّکاهَ» و زکات بدهید «وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ» و به خدا تمسک جویید. «هُوَ مَوْلاکُمْ» او مولای شماست «فَنِعْمَ الْمَوْلى» چه خوب مولا «وَ نِعْمَ النَّصیرُ» و خوب یاوری است. (78)

در راه خدا جهاد کنید

وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِه؛ «جاهدوا» از باب مفاعله و از ریشۀ جهد، به معنای تلاش و کوشش است. این لفظ در سوره‌های مختلف قرآن آمده، بیشتر در معنای جهاد و مبارزه به کار رفته است.

خدا می‌فرماید در راه خدا جهاد کنید؛ یعنی نظری جز پروردگار و رضای او نداشته باشید. مبادا هدفتان صرفاً غلبه و پیروزی باشد. جهاد کنید که دستور و خواست خدا را انجام دهید؛ هم از جهت خودتان و هم از جهت کسانی که به آنها جهاد می‌کنید.

در جهاد دفاعی نظرتان این باشد که از حریم اسلام و مملکت اسلامی دفاع کنید و در جهاد ابتدایی، دست مستکبران را از مردم ضعیف کوتاه کنید تا بتوانند آزادانه حق را انتخاب کنند.

جهاد با نفس

بالاتر از این جهاد آن است که با نفس خود مجاهده و مبارزه کنید؛ یعنی مخالف میل نفس عمل کنید. اولین مصداق این کار، ترک حرام و انجام واجب برای خداست.

نفس میل دارد آزاد باشد و فکر، فرج و اعضاء و جوارح را هرطور می‌خواهد به کار بندد، امّا وقتی این‌ها در کنترل روح قرار گیرد و تابع دستورات پروردگار شود «جهاد فی اللّه» تحقق می‌یابد.

از آن سو میلِ نفس این است که در اوامر الهی کوتاهی کند و به نماز و روزه و حج و انفاق تن ندهد، امّا باید با این امیال نفسانی مجاهده کرد و حتی در مرحلۀ بعد، برای سرکوب نفس، از مباحات هم پرهیز نمود.

از رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله نقل شده: جهاد با نفس جهاد اکبر است.

بنابراین «حق جهاده» یعنی آن‌طور که سزاوار است باید پا در میدان جهاد گذاشت؛ هم در عرصۀ جهاد با کفّار و دشمنان، و هم در میدان جهاد با نفس امّاره.

این هر دو نیز باید برای خدا باشد؛ یعنی با این هدف که راهی به‌سوی رضای پروردگار و نعمت‌های خاص او پیدا کند، نه اینکه برای اهداف پایین و پستِ دنیایی ریاضت بکشد.

هُوَ اجْتَباکُم؛ ذات لایزال پروردگار شما را برگزید؛ یعنی از میان همۀ بندگان خود شما را انتخاب کرد.

قهراً خدای تعالی کسانی را انتخاب می‌کند که با او آشنا باشند؛ پس چنین نیست که هرکس شهادتین گفت و حتی مقید به واجبات و محرمات بود، لزوماً برگزیدۀ خداوند گردد.

با توجه به قسمت قبل، او کسانی را انتخاب می‌کند که در راه خدا آن‌طور که شایسته است، جهاد کرده باشند. از بین این‌ افراد هم عدۀ کمی را به‌عنوانِ معصوم انتخاب کرده که منتخب و مجتبای خاص اویند.

خداوند در دین سختی قرار نداده

وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ؛ خداوند در کار دین سختی و تنگنایی برای شما قرار نداده، حتی در میدان جهاد و مبارزه نیز -از هر دو نوع آن- به اندازۀ تاب و توانتان شما را مکلف ساخته است.

بنابراین خداوند نفرموده کسی برای مبارزه با نفس خود را از جای بلندی آویزان کند یا سروته در چاه آویزان شود. این راه مبارزه با نفس نیست.

در میدان مبارزه با دشمن هم اگر برابر یا نصفِ دشمن هستید، بجنگید، ولی اگر مثلاً یک‌دهم دشمن توان و نفرات دارید و اگر بجنگید بی‌نتیجه کشته می‌شوید، تکلیفی به جنگ ندارید.

ابراهیم علیه‌السلام پدر امّت اسلام

مِلَّهَ أَبیکُمْ إِبْراهیم؛ «ملت» در زبان قرآن یعنی روش و آیین.

جناب ابراهیم علیه‌السلام از جهت باطنی پدر امّت اسلام و از جهت رتبه، پس از پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله پرچمدار توحید بود.

او در راه خدای تعالی از همه‌چیز خود گذشت؛ از خواسته‌هایش، حتی از دعا کردن هم گذشت و تسلیم محضِ پروردگار شد.

وقتی او را در آتش انداختند، برحسب مقام خود، از جبرئیل هم تقاضای کمک نکرد. البته در آن حال در ضیق و تنگی هم نبود، بلکه در اوج سرخوشی و نشاط معنوی قرار داشت؛ چراکه تسلیم کامل پروردگار بود.

فهمید غیر از خدا از کسی کاری برنمی‌آید، حتی از جبرئیل؛ یعنی اگر جبرئیل هم کار می‌کند به اذن خداست؛ پس چه بهتر با خود خدای تعالی معامله کند.

شما هم از همین ملت هستید؛ یعنی می‌خواهید به جایی برسید که جز خدای تعالی چیزی در نظرتان نباشد.

تسلیم خدای تعالی

هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ؛ حضرت ابراهیم علیه‌السلام شما را مسلمان نامید؛ یعنی تسلیم کامل خدای تعالی.

او خود از ابتدا گفت «أَسْلَمْتُ‏ لِرَبِ‏ الْعالَمینَ»[1]‏ و تسلیم خدای تعالی شد. از اول این را بر زبان آورد و خود را واداشت به تسلیم در برابر حق، تا به جایی رسید که جز رضای خدا نخواست و راهی غیر از خشنودی او نپیمود. خدای تعالی نیز به‌تدریج او را به‌عنوانِ مسلم پذیرفت.

برای همۀ ما این راه باز است و هرکس بخواهد می‌تواند در این مسیر قدم بردارد. البته هرکس شهادتین بگوید، نام مسلمان بر او بار می‌شود، لکن آنچه منظور حضرت ابراهیم بود و نامگذاری کرد، فقط شامل کسانی می‌شود که راه و روش توحیدی او را دنبال کنند تا آنجا که بفهمند همۀ قدرت و علم و حیات از خداست و هرکس هرچه دارد از او دارد.

مِنْ قَبْلُ وَ فی‏ هذا؛ جناب ابراهیم قبل از ظهور رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله کسانی را که به او گرویدند، مسلمان خواند و الآن هم همین نام جاری است.

رسول خداوند شاهد امت اسلام

لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهیداً عَلَیْکُم؛ خدای تعالی رسول خود یعنی محمّد بن عبداللّه صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله را شاهد شما قرار داد.

پروردگار عالم خود شاهد خلق است، امّا پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله چنان نزد او مقرّب و محبوب است که شهادتش له یا علیه شما پذیرفته می‌شود.

نتیجۀ مطالبی که خدای تعالی در این آیه بیان کرد، توجه به این موضوع است که ای کسانی که مسلمان شدید و در راه تسلیم قدم برمی‌دارید! بدانید که رسول خدا ناظر و شاهدِ اعمال شماست.

خدای تعالی چنین مقامی به ایشان عنایت کرده، لکن معنای این حرف آن نیست که خود خداوند برکنار است، بلکه یعنی رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله چنان مقرّب درگاه اوست که صاحب چنین مقامی گشته.

این افتخاری برای شماست که چنین بزرگواری را پیامبر و هادی و شاهد شما قرار داده؛ پس از او اطاعت کنید و مراقب باشید او را رنجیده‌خاطر نگردانید.اگر اعمال زشتی انجام دهید، با اینکه مظهر رحمت خداست، آزرده می‌شود.

وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ؛ او شاهدِ شماست و شما شاهدِ مردم هستید.

اگر مراقبت کنید و انسان‌های وارسته‌ای شوید، شما هم شاهد اعمال دیگران می‌شوید. این لطفی است که خداوند به شما امّت پیامبر کرده، اگر قدر آن را بدانید!

فَأَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاه؛ نماز بخوانید و دیگران را به نماز دعوت کنید. زکات و آنچه از حقوق مالی برعهده دارید، واجب و مستحب، بپردازید.

وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّه؛ این را هم بدایند که باید نتیجۀ نماز و زکات و همۀ اعمال صالح شما این باشد که به پروردگار عالم متمسک شوید.

«اعتصام» یعنی چنگ زدن. وقتی انسان از دشمنی فرار می‌کند، به هر وسیله‌ای چنگ می‌زند تا شرّ او را دفع کند.

دشمن اصلی ما اولاً: نفس امّاره و شیطان است و ثانیاً: کسانی هستند که می‌خواهند دوستان اهل‌بیت را از دینشان منحرف کنند؛ پس در مقابل این دشمنان به خدای تعالی پناه ببرید و تمسک جویید.

هُوَ مَوْلاکُم؛ چرا به او پناهنده نشوید، در حالی که او مولا و آقا و خالق و همه‌کارۀ شماست. اولی به تصرفِ شماست.

فَنِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر؛ خوب مولا و یاوری است؛ همۀ نیازهای شما را در این دنیا فراهم کرده و نعمت‌هایش در دنیای دیگر قابل مقایسه با اینجا نیست.

بهتر از او چه یاوری سراغ دارید؟ بهترین مددکار است.

تاویل آیه در حق اهل بیت علیهم‌السلام

تفسیر برهان ده روایتِ نزدیک به هم در ذیل این آیه آوده که تفاسیر دیگر نیز برخی از آنها را نقل کرده‌اند؛ از جمله تفسیر المیزان ضمن اشاره به یکی از آن روایات می‌نویسد:

برید عجلى روایت کرده: به امام باقر علیه‌السلام عرض کردم: معناى آیۀ «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ» چیست؟

فرمود: منظورِ این آیه ما هستیم؛ اجتباء شده ماییم. ما هستیم که خداى تعالى در دین براى ما حرجى قرار نداده. «حرج» مضیقه‏اى شدیدتر از ضیق است.

در جملۀ «مِلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ» هم منظور فقط ماییم. «هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ» خداى عزّوجلّ ما را مسلمان نامیده. «مِنْ قَبْلُ» در کتاب‌هاى آسمانى گذشته «وَ فِی هذا» و در قرآن مسلمان خوانده، «لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ» رسول را گواه ما کرد به آنچه از ناحیۀ خداى تعالى به ما رساند، و ما را گواه مردم قرار داد تا روز قیامت. پس هرکس روز قیامت را قبول دارد، ما او را تصدیق مى‏کنیم و هرکه منکر قیامت است، ما منکر او خواهیم بود.

علامه اضافه می‌کند: روایات از طرق شیعه از امامان اهل‌بیت علیهم‌السلام در این معنا بسیار رسیده است.[2]

مطابق تأویل آیه رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله شاهد بر ائمۀ اطهار علیهم‌السلام است و ائمۀ اطهار شاهد بر دیگران هستند.

بنابراین همه باید ملتفت باشند که بعد از پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله، علی علیه‌السلام امام مسلمانان است و بعد از او امام حسن و امام حسین تا امام زمان صلوات اللّه علیهم اجمعین. خدای تعالی ایشان را معیّن کرده، همان طور که پیامبر اکرم را معیّن کرده. هرکس مسلمان واقعی و تسلیم پروردگار است باید این حقیقت را بپذیرد.

هرکس تا آخر عمر بر اعتقادات صحیح و اعمال صالح مراقبت کند و در راه رضای پروردگار باشد، این آیه شامل حالش می‌شود،

خدایا به‌حق محمّد و آل محمّد ما را توفیق ده به آنچه رضای توست عمل کنیم و از آنچه خلاف رضای توست پرهیز نماییم.

خدایا تو همواره نعمتت را بر بندگانت سرازیر می‌فرمودی؛ آنها را از بلایا حفظ می‌کردی و گناهانشان را به لطف و کرمت می‌آمرزیدی، حالا هم عفو کن و ببخش و بندگانت را هدایت کن، به‌حق محمّد و آل محمّد!

[1]. بقره، ۱۳۱.

[2]. ترجمه تفسیر المیزان، ۱۴، ۵۸۵.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است