تفسیر سوره حجرمضان المبارک ۱۴۰۰-۱۴۴۲

سوره حج آیه ۶۳ | جلسه ۳۸ |‌ بیست و هفتم رمضان ۱۴۰۰

خدا به‌حق محمّد و آل محمّد محبّت و معرفت خود را به‌طورِ کامل نصیب همۀ ما فرماید و موانع را به عنایت خود بردارد!

اگر کلام ما نقصی دارد، ببخشد و عاقبت همۀ ما را ختم به خیر فرماید!

هرچه زودتر این بیماری کرونا را از بلاد مسلمین و از همۀ دنیا دور فرماید و محبّت و عنایتش را بر همه بگستراند.

فیلم جلسه
 
صوت جلسه

متن تفسیر

 

 بسم اﷲ الرحمن الرحیم

تفسیر سوره حج  آیه ۶۳ | دوشنبه ۱۴۰۰/۰۲/۲۰ | جلسه ۳۸ | بیست و هفتم رمضان ۱۴۰۰  | آیت الله سید علی محمد دستغیب

 

 

 

شرح دعای سحر

اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِنْ عِلْمِکَ بِأَنْفَذِهِ وَکُلُّ عِلْمِکَ نافِذٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِعِلْمِکَ کُلِّهِ

درخواست از علم خداوند

خدایا از تو درخواست می‌کنم به‌حق نافذترین مرتبه از مراتب علمت و همۀ مراتب علمت نافذ است، خدایا از تو درخواست می‌کنم به‌حق همۀ مراتب علمت.

این خواستن دو نوع است؛ یکی اینکه علم نافذ خدای تعالی را وسیله قرار می دهیم تا حاجتی بگیریم. دیگر که مهم‌تر از این است، از خدا می‌خواهیم این علم نصیب ما هم بشود. این قیمت دارد و لذت‌بخش است.

حضرت آیت‌اللّه‌العظمی نجابت رحمه‌اللّه می‌فرمایند:

«خداوند اجل عالی! سؤال می‌کنیم از حضرت‌عالی از ناحیۀ علم شریفتان، از آن علمی که بیشتر در قلوب و نفوس اثر دارد و بیشتر مورد فایده و استفاده واقع می‌شود؛ هرچند تمام علوم مستطاب‌عالی نافذ و گذرا و مؤثر و مفید است.

علم پروردگارِ عالم که شعبه‌ای از آن در خلق می‌باشد؛ یعنی روشنایی؛ یعنی چیزی که خودش روشن است و موجب روشنایی دیگران می‌شود.

علم خودش گیجی و ابهام ندارد و موجب نجات غیر خودش هم می‌شود؛ یعنی علم پروردگار عالم همان اضافه حضرت ربّ‌العزّه است به آن موجود؛ یعنی اشراق پروردگار عالم.

علم پروردگار عالم؛ یعنی ظهور خداوند جلیل؛ اشراق خداوند جلیل.

خدای متعال اشراق فرمود، حضرت ختمی مرتبت صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله پیدا شدند و به برکت حضرت ختمی مرتبت صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله دیگر ائمه و معصومین علیهم‌السلام پیدا شدند؛ یعنی علم پروردگار عالم که عبارت است از اشراق خدا به آن چیز ظهور فرمود، از نورش نور شریف محمّدی صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله پیدا شد.

خدای جلیل به برکت نور محمّدی صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله و به برکت سیزده معصومِ دیگر افلاک را خلق فرمود. خلق فرمود؛ یعنی ظهور علم خدا نسبت به افلاک شد.

همان طور که ظهور فرمود و نور شریف حضرت ختمی مرتبت صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله پیدا شد، ظهور فرمود و به برکت خاتم انبیاء صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله افلاک پیدا شد.

افلاک که پیدا شد به برکات خاتم انبیاء صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله، با زمینۀ مجرد بودن افلاک موجودات، عناصر و عالم سفل پیدا شد. همه اضافۀ اشراقی پروردگار عالم‌اند. همه غیر از نور خدا هیچ‌چیز ندارند. همه غیر از علم خدا هیچ ندارند.

علم یعنی خودش ظاهر است و مُظهر دیگران هم هست. در تمام موجودات کلمۀ آن موجود همان علم خداست که محیط است بر موجود و نافذ است در موجود و به‌منزلۀ جان قطعی آن موجود است. حالا هر فردی از هر طبقه‌ای می‌خواهد باشد.

علم ساحت قدس ربوبی ظهور ساحت قدس ربوبی است و ظهور ساحت قدس ربوبی هیچ کم و زیاد ندارد، غایهالامر نسبت به مضاف‌الیه کم و زیاد دارد.»

توضیحی که حضرت آیت‌اللّه‌العظمی نجابت رحمه‌اللّه در اینجا بیان فرموند یعنی خدایا درخواست من از علم توست. این درخواست نوعی توسل است؛ یعنی ما به علم خدای تعالی متوسل می‌شویم.

یک وقت حاجتی داریم، می‌گوییم: خدایا قسمت می‌دهم به علمت، به قدرتت، به مشیتت، به جمالت، به کمالت، به جلالت و… که حاجت مرا برآورده کنی.

یک وقت می‌گوییم: خدایا از جهت معنوی ما را از این صفاتت بهره‌مند فرما؛ یعنی علم و قدرت و جمال و جلال و کمالت را بفهمم و از آن نصیب برم.

انسانی که خدا خلق کرده، امانت خدای تعالی را دارد. این انسان حامل اسماء و صفات پروردگار است، لکن بالقوه؛ یعنی تمام هزارویک اسم خدای تعالی در این بشر وجود دارد، ولی این قوه باید به فعلیت برسد.

قوه و فعل چیست؟

‌کودکی که تازه متولد شده، خدای تعالی در روحش چنین قرار داده که می‌تواند علوم بسیاری بیاموزد، ولی الآن هیچ نمی‌فهمد. پس علم در حال حاضر در او فعلیت ندارد.

باید وقتی بزرگ‌تر شد، درس بخواند و زحمت بکشد تا این توانایی به فعلیت برسد. این کودک الآن بالقوه عالم است؛ بالقوه قادر است.

ما ایمان داریم هرچه علم در این عالم است، از ظاهر و باطن، همه ازآنِ خدای تعالی است.

ایمان هم به‌صورتِ بالقوه در انسان قرار داده شده؛ یعنی فطرت بشر خدا را قبول دارد، لکن باید به فعلیت برسد. همۀ این‌ها درون انسان است.

به فعلیت رساندن یعنی با خود فکر می‌کند این آسمان و زمین برای چه خلق شده؟ با مقداری تفکر و کمک گرفتن از دیگر مؤمنان کم‌کم ملتفت می‌شود این‌ها بی‌علت و بی‌جهت به وجود نیامده‌اند.

اگر جامعه و دوستان بد بر او تأثیر نگذارند و خودش بخواهد، با کمک خدای تعالی مطالب بیشتری می‌فهمد و هرروز فهمش بیشتر می‌شود.

می‌خواهد و خدا به او می‌فهماند که این دنیا فانی است و همه رفتنی‌اند، امّا خدای تعالی درون تو چیزی قرار داده که باقی است.

تحصیل علم خوب است، امّا یک علم دیگر از خدا بخواه تا در پرتو آن مثل روز برایت روشن شود که هرچه علم در این عالم است، از اولین و آخرین و ظاهر و باطن، همه از خدای تعالی است.

اگر این را خواستی و فهمیدی، خودت عین همین علم می‌شوی. قدرت هم همین طور؛ صفات دیگر هم همین طور.

پس علمی که در این فرازِ دعای سحر از خدای تعالی می‌خواهیم و حضرت آیت‌اللّه‌العظمی نجابت توضیح می‌دهد، همین است.

ایشان البته به حساب خود و به‌اندازۀ قدرت علمی و ایمانی که خدا عطا فرموده، و حق است بیان کردند.

تفسیر سوره حج آیۀ ۶۳

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّهً إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ (63)

آیا ندیدی خداوند آبی از آسمان فرستاد و زمین سرسبز گشت. خدا لطیف و آگاه است.

«أَ لَمْ تَرَ» آیا ندیدی «أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ» خداوند نازل فرمود «مِنَ السَّماءِ ماءً» آبی از آسمان «فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّهً» و زمین سرسبز گشت. «إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ» خداوند لطیف و آگاه است. (63)

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً؛ خدای تعالی نازل کرد از آسمان آب را. «انزال» یعنی فروآوردن، پایین آوردن. «سماء» در لغت یعنی سمتِ بالا.

خداوند علهالعلل و مسبّب‌الاسباب است.

بخار آبِ دریا بالا می‌رود و ابرها تشکیل می‌شود. کیست که این خاصیت را به نور خورشید داده تا به دریا بتابد و آبِ دریا بخارشود و بالا رود و ابرهای متراکم پدید آید؟

بعد از آن باد ابرها را جابه‌جا می‌کند و باران بر زمین نازل می‌شود. در واقع بالای سرِ ما دریایی است، امّا یک قطرۀ آن نمی‌ریزد تا در زمان و مکان معیّن شروع به باریدن کند.

آیا همۀ این‌ها خودبه‌خود به وجود آمده؟

می‌گوید: خودش همین طور است، امّا هیچ‌چیز بی‌علت نیست. ما علت‌های ظاهری را می‌بینیم، ولی علت واقعی دست دیگری است؛ همان است که ما را از یک نطفه آفرید.

می‌گوید این نطفه این‌طور و آن‌طور شد، سلول‌ها چنین شدند و آدم درست شد. همین؟ خدا فهم دهد!

خدا آب را بالا برد و باران را نازل کرد. کسی می‌تواند دست خدا را در این امور ببیند که بخواهد ملتفت شود. آن‌که نمی‌خواهد، نمی‌بیند.

برای خود علت‌هایی درست می‌کند که شاید به‌صورتِ ظاهر هم درست باشد، امّا نمی‌خواهد علت اصلی و مسبب‌الاسباب را ببیند.

فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّه؛ «تُصبِحُ» یعنی می‌‌گردد. نتیجۀ بارانی که خدای تعالی از آسمان نازل کرد این است که زمین سرسبز و زنده می‌شود و حیات جاری می‌گردد.

اگر یک سال باران نبارد، گیاهی نمی‌روید و اگر خشکسالی ادامه پیدا کند، درختان و جانواران از بین می‌‌روند و زمین‌های آباد تبدیل به بیابان‌های خشک می‌شود.

البته زمین هم باید استعداد داشته باشد. در کوه و سنگ یا زمین شوره‌زار چیزی نمی‌روید، مگر اندکی.

إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیر؛ خدای تعالی لطیف و خبیر است. «لطیف» یعنی خیلی لطف دارد و مهربان است؛ مثل اینکه به کسی می‌‌گویید شما لطف دارید؛‌ یعنی مهربانی می‌کنید.

لطیف به معنای دقیق هم آمده؛‌ یعنی خدای تعالی مخلوقات بسیار دقیق خلق می‌کند. این هم یکی از صفات خداوند است.

«خبیر» یعنی باخبر، آگاه. از کار خود خبر دارد.

نزول باران معنوی به خواست خداوند متعال

به مناسبت آیات قبل که راجع به پیامبر اکرم و ائمۀ اطهار علیهم‌السلام بود، می‌گوییم: از بخار آب دریاها ابرها تشکیل می‌شود و به ارادۀ خدای تعالی باران می‌بارد و زمین سبز می‌شود. از جهت معنوی نیز پیش از بعثت رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله برهوت کفر و جهالت در عرصۀ اعتقادی مردم حکم‌فرما بود و تابعان واقعی حضرت عیسی بسیار کم و انگشت‌شمار بودند.

اکثریت مردم یا کافر و مشرک بودند یا متدین به ادیان منسوخ شده و منحرف شده بودند.

خود پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله در مکه معظمه، در میان بت‌پرستان به دنیا آمدند که فقط کسانی امثال ابوطالب و عدالمطلب آباء و اجداد پیامبر دین حق داشتند.

در چنین شرایطی رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله به نبوت مبعوث شد و به دستور خداوند به تبلیغ دین اسلام و بیان احکام شرع پرداخت.

بنابراین به خواست خدا ابرهای پربارانِ پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله که پر از صفات خدای تعالی بود، بر فکرها و روح‌های تشنه و گرسنه بارید و دل‌های مرده را زنده کرد و قلب‌های ناتوان و مریض را شفا داد.

بعد از پیامبر اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله به‌خاطرِ کاهلی مردم وقفه‌ای به وجود آمد. به همین دلیل بارش بی‌دریغ الطاف الهی که همۀ بشر را بگیرد و همه به اختیار خود از این باران رحمت پروردگار بهره‌مند شوند، در زمان حضرت صاحب‌الزمان عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه محقق خواهد شد.

در آن زمان بیشتر مردم مانند زمین مستعد سرسبز می‌شوند و گل‌ها و ریاحینِ علم معنوی و قدرت معنوی در سینه‌ها می‌روید؛ چشم‌ها تیزبین می‌شود و مردم هرجا باشند با چشمِ معنا امام زمان را می‌بیننند و کلام ایشان را به گوشِ جان می‌شنوند و همۀ زمین را عدل و داد فرامی‌گیرد.

هرکس این رحمت گستردۀ الهی را نخواهد، از سر راه کنار می‌رود و اکثریت مردم می‌خواهند و استفاده می‌کنند. نه اینکه دیگر هیچ کفر و شرکی نباشد، امّا بسیار کم و کاملاً در حاشیه است.

حضرت آیت‌اللّه‌العظمی نجابت در اشعاری برای امام زمان می‌‌فرمایند:

باده می خوارگان آماده شد

شرب می در کوی و برزن ساده شد

«می» یعنی مستی معنوی؛ یعنی محبّت کامل و واقعی خدای تعالی و تحت‌الشعاع قرار گرفتن محبّت‌های دیگر؛ یعنی حتی فرزندش را به‌حساب خدای تعالی دوست می‌دارد.

«شرب می در کوی و برزن ساده شد» یعنی موانع برطرف می‌شود و بشر کاملاً مستعد و آماده می‌شود. این خواست و ارادۀ خداست که در آن زمان مؤمنان در زمین حاکم باشند.

خدای تعالی لطیف و خبیر است؛ یعنی همۀ کارهایش دقیق است و خوب می‌داند چه می‌کند و مصلحت چیست.

خدا به‌حق محمّد و آل محمّد محبّت و معرفت خود را به‌طورِ کامل نصیب همۀ ما فرماید و موانع را به عنایت خود بردارد!

اگر کلام ما نقصی دارد، ببخشد و عاقبت همۀ ما را ختم به خیر فرماید!

هرچه زودتر این بیماری کرونا را از بلاد مسلمین و از همۀ دنیا دور فرماید و محبّت و عنایتش را بر همه بگستراند.

و صلّی ‌اللّه ‌علی محمّد و آله الطاهرین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است